تاريخ: ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ ساعت: 18:38
و جمعي از نزديكان دعوت مي شد. هم چنين كسان عروس از
اقرباي نزديك خود براي صرف اين غذا دعوت مي كردند پس از صرف نهار به جشن و
پایکوبی می پرداختن و بعد از آن عروس را روی طشت مسی می نشاندن و پارچه
قرمز رنگی را بر سر عروس می انداختن و یکی از زنان حاضر در مهمانی با دو
عدد قاشق پارچه را از روی سر عروس جمع می کند و در حین انجام این کار شعری
را به این مضمون می خواند ** قیزم سنی قیز گوردیم الی ایاقو دوز گوردیم یدی
اوغلان ایچیدن بیر دن قیز گوردیم** که بعد از این شعر پسر بچه خردسالی که
در مهمانی حاضر است میاد و پارچه را از دست زن می قاپد و فرار می کند پسر
بچه پارچه به خانه خود می برد که خنواده داماد برای پس گرفتن پارچه به خانه
پسر بچه رفته و با دادن انعامی پسر بچه را راضی به پس دادن پارچه می کنند
{پارچه ممکن اس چند روزی در خانه پسر بچه باشد چون اگر او انعامی را که
خانواده داماد دادن را قبول نکند برای همین ممکن است پارچه چند روزی در
خانه پسر بچه باششد تا راضی به پس دادن ان شود.} که در اصطلاح محلی به رسم
دواق قاپتی می گویند.
چند نکته در این پست وجود دارد که لازم دیدم آنها را بیان کنم که به شرح زیر است:
1.قویماق نام غذای محلی است که معمولا برای صبحانه یا عصرانه مورد استفاده قرار می گیرد و نیز در بعضی از رسوماتی که در زرج آباد است مورد استفاده قرار می گیرد همچنین برای کسانی که تازه عمل کردن نیز مفید است .{اگر عمری باشد طرز تهیه این غذایی خوشمزه را در وبلاگ می نویسم.}
2.معنی فارسی شعری که در این مراسم خوانده به این شرح است : دخترم تو رو دختر دیدم دست و پاهایت را سالم دیدم و بین هفت تا پسر یک دانه دختر دیدم.
3.بعضی از کلماتی آذری که در این پست به کار برده شده است ممکن از نظر املایی اشتباه باشد و این هم به این دلیل است که منم زیاد بلد نیستم آذری بنویسم.
**دوستان منتظر نظرات خوبتون هستم**

