با سلام ... ورود شما را به وبلاگ خبری تحلیلی زرج آبادیم خوش آمد میگوییم ... <<< لطفا در نظر سنجی های وبلاگ زرج آبادیم شرکت کنید >>>

وبلاگ زرج آبادیم

کامل ترین ،تخصصی ترین و به روزترین  وبلاگ در مورد روستای زرج آباد شهرستان کوثر استان اردبیل

درباره من
توی این وبلاگ ضمن معرفی روستای زرج آباد، اخبار و رویدادهای اطراف و همچنین مطالب دیگری خواهم گذاشت. امیدوارم با انتقادات، پیشنهادات و نظرات سازنده خود ما را یاری نمائید.

*زرج آباد در استان اردبیل در شهرستان کوثر در بخش فیروز آباد واقع شده است و  مرکزدهستان زرج آباد می باشد. این دهستان از شمال با دهستان سنجبد غربی، از شرق با بخش مرکزی دهستان فیروز، از جنوب با دهستان بخش مرکزی فیروز و از غرب با شهرستان میانه و آذربایجان شرقی هم مرز می باشد. فاصله این روستا با شهرستان کوثر حدود ٣٥-٣٠ و بخش فیروز آباد حدود ٢٠-١٥ کیلو متر می باشد. وضع طبیعی روستا کوهستانی می باشد و یک منطقه بکر طبیعی است.

وجه تسمیه و روند توسعه تاریخی روستا

*روستای زرج آباد یکی از روستاهای قدیمی شهرستان کوثر (گیوی) می باشد که بنا به نقل افراد محلی روستای مذکور قدمت زیادی دارد. در این خصوص در ابتدا دو مطلب اظهار شده بطوریکه بنا به اعتقاد بعضی از افراد نام روستا زرج نموده بلکه زرین شهر بوده که بر اساس زلزله تخریب گردیده و از بین رفته است وبعد از پیدایش دوباره احیا آن نام زرج آباد به خود گرفته است.
دسته دوم معتقد هستند که از ابتدا نام روستا زرج آباد بوده و آن را بر گرفته شده از نام پرنده (کبک) که در زبان محلی زرج گفته می شود می دانند که به نظر می رسد با توجه به شواهد موجود و وجود کبک زیاد در منطقه نقل دوم به یقین باشد.

از شهدا این روستا می توان از :شهید شیر اوغلان ساعدی ، شهید سعدی مقدادی ، شهید مالک سبز علیپور ، شهید عبدالله سبز علی پور ، شهید احسان عبداللهی نام برد .

*************************
از دوستان عزیز خواهشمندم اگر اطلاعاتی ، عکسی ، مطلبی ، شعری درباره روستا زرج آباد دارند را به قسمت نظرات یا ایمیل  zarajcity@yahoo.com  بفرستید تا به نام خود آنها در وبلاگ زرج آبادیم قرار داده شود.
                            
* تاریخ تولد زرج آبادیم    1389/4/14
                              
لوگوی ما
برای تبادل لوگوی ابتدا بنر ما را در سایت خود قرار دهید سپس به ما اطلاع دهید تا لوگوی شما را در قسمت لوگوی دوستان قرار دهیم:

لوگوی دوستان
لوگو شما
فیلم آبشار شر شر

اسلایدر

نويسنده :جواد میرزایی زرج آباد
تاريخ: ۱۳۹۰/۰۳/۰۴ ساعت: 18:38
و جمعي از نزديكان دعوت مي شد. هم چنين كسان عروس از اقرباي نزديك خود براي صرف اين غذا دعوت مي كردند پس از صرف نهار به جشن و پایکوبی می پرداختن و بعد از آن عروس را روی طشت مسی می نشاندن و پارچه قرمز رنگی را بر سر عروس می انداختن و یکی از زنان حاضر در مهمانی با دو عدد قاشق پارچه را از روی سر عروس جمع می کند و در حین انجام این کار شعری را به این مضمون می خواند ** قیزم سنی قیز گوردیم الی ایاقو دوز گوردیم یدی اوغلان ایچیدن بیر دن قیز گوردیم** که بعد از این شعر پسر بچه خردسالی که در مهمانی حاضر است میاد و پارچه را از دست زن می قاپد و فرار می کند پسر بچه پارچه به خانه خود می برد که خنواده داماد برای پس گرفتن پارچه به خانه پسر بچه رفته و با دادن انعامی پسر بچه را راضی به پس دادن پارچه می کنند {پارچه ممکن اس چند روزی در خانه پسر بچه باشد چون اگر او انعامی را که خانواده داماد دادن را قبول نکند برای همین ممکن است پارچه چند روزی در خانه پسر بچه باششد تا راضی به پس دادن ان شود.} که در اصطلاح محلی به رسم دواق قاپتی می گویند.

چند نکته در این پست وجود دارد که لازم دیدم آنها را بیان کنم که به شرح زیر است:

1.قویماق نام غذای محلی است که معمولا برای صبحانه یا عصرانه مورد استفاده قرار می گیرد  و نیز در بعضی از رسوماتی که در زرج آباد است مورد استفاده قرار می گیرد همچنین برای کسانی که تازه عمل کردن نیز مفید است .{اگر عمری باشد طرز تهیه این غذایی خوشمزه  را در وبلاگ می نویسم.}

2.معنی فارسی شعری که در این مراسم خوانده به این شرح است : دخترم تو رو دختر دیدم دست و پاهایت را سالم دیدم و بین هفت تا پسر یک دانه دختر دیدم.

3.بعضی از کلماتی آذری که در این پست به کار برده شده است ممکن از نظر املایی اشتباه باشد و این هم به این دلیل است که منم زیاد بلد نیستم آذری بنویسم.

**دوستان منتظر نظرات خوبتون هستم**

شعری در مورد زرج آباد

* زادگاه کوچک من،با دلی سر سبز باران *

* بی صدا آرام خفته،در میان کوهساران *

* هست آرامش طنین،رنگ سبز دشتهایش *

* و ز نگاه مردمانش،عشق می بارد فراوان *

* نام این سرسبز کوچک،"زرج آباد" است و آن را *

* وام دارد از وجود،کبک زیبا و خرامان *

* آه!دنیای قشنگم،تا نفس در سینه دارم *

* پاس می دارم حریمت،گاهی از دل،گاهی از جان *

* در میان کوچه هایت،گام بر می دارم آنگه *

* زخمهای کهنه ی من،می شود آرام درمان *

*همچو مرواریدی ومن،چون صدف در سینه ی خود *

*حرمت خاک تو را هم،می کنم با عشق پنهان *

* دور باد از دامن تو ،دست بی رحم حوادث *

* تا ابد جاوید باشی،در پناه لطف یزدان *



نظر سنجی
ابزارک هاي وبلاگ
 RSS