تاريخ: ۱۳۹۰/۰۵/۱۵ ساعت: 16:34
جوز بمعني (فرفره) در زبان فارسي امروزي است و مراد از آن جسمي است که بدور خود
مي چرخد. اين کلمه در اردبيل و در معني خاص به تکه چوبي گفته مي شد.
که خراط ها آنرا بشکل استوانه و به قطر تقريبي سه تا چهار سانتي متر و ارتفاع 7 تا 8 سانتيمتر مي تراشيدند و يک قاعده آنرا به شکل مخروط در مي آوردند.
وسيله بازي غير از جوز «قمچي» بود و آن عبارت از ترکه اي از چوب بود به طول تقريبا نيم متر که بر يک سر آن نواري از پارچه و قماش يا نخ کنفي و غيره مي بستند و طول اين نوار به درازاي چوب قمچي انتخاب مي کردند.
جوز را بر روي نوک تيز آن با دست و در روي زمين صاف مي چرخانيدند و سپس بر آن مي زدند و بدين طريق آن را به چرخش وا مي داشتند و چه بسا که ساعت ها خود را با آن سر گرم مي ساختند.
که خراط ها آنرا بشکل استوانه و به قطر تقريبي سه تا چهار سانتي متر و ارتفاع 7 تا 8 سانتيمتر مي تراشيدند و يک قاعده آنرا به شکل مخروط در مي آوردند.
وسيله بازي غير از جوز «قمچي» بود و آن عبارت از ترکه اي از چوب بود به طول تقريبا نيم متر که بر يک سر آن نواري از پارچه و قماش يا نخ کنفي و غيره مي بستند و طول اين نوار به درازاي چوب قمچي انتخاب مي کردند.
جوز را بر روي نوک تيز آن با دست و در روي زمين صاف مي چرخانيدند و سپس بر آن مي زدند و بدين طريق آن را به چرخش وا مي داشتند و چه بسا که ساعت ها خود را با آن سر گرم مي ساختند.

